مرتضى راوندى
833
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كشاورزى به يك نيروى محرك توسعهء اقتصادى و صنعتى گردد . بسيارى از كشورهاى فقير كه مجبورند مازاد كشاورزى خود را براى بدست آوردن مواد مورد احتياج به قيمت ارزان به كشورهاى صنعتى پيشرفته بفروشند ، خواهناخواه ، در موقعى قرار مىگيرند كه صنعتى شدن اقتصاد آنان ميسر نمىگردد . در كشورهاى در راه رشد ، از يكسو قسمت اعظم قواى طبيعى و انسانى ، بعلل بيشمار ، خارج از قلمرو توليدى قرار گرفته است و از سوى ديگر ، فقدان تشكيلات سياسى و ادارى و اجتماعى مناسب ، مانع از آن مىشود كه حتى از آن نيروهايى هم كه در گردش جارى توليدى قرار دارند استفاده و بهرهبردارى صحيح شود . در نتيجه ، در حالىكه مازاد اقتصادى بالقوهء اين اجتماعات مىتواند با سرعتى بيسابقه راه را براى ترقى برقآساى آنان فراهم سازد و حملهء همهجانبه عليه عقبافتادگى را در جبهههاى گوناگون بسامان برساند ، مازاد اقتصادى بالفعل اين اجتماعات ، بالنسبه ، بسيار ناچيز است و حتى به زحمت ، جوابگوى ازدياد نفوس آنان مىشود . علل و فاصلهء بين مازاد قتصادى بالقوه و مازاد اقتصادى بالفعل را مىتوان در چهار قسمت طبقهبندى كرد : الف ) مصرف اضافى و بيهوده : در بسيارى از اجتماعات جهان معاصر ، مقادير معتنابهى از دسترنج اجتماعى از راه مصرفهاى اضافى و بيهوده و تجملى تلف مىشود و بهدر مىرود . در شهر نيويورك ، تنها با آنچه مردم روزانه در صندوقهاى زباله مىريزند ، مىتوان تمامى اهالى يك شهر دو ميليونى را در يك كشور فقير سير كرد . در كشورهاى در راه رشد نيز مصرف اضافى نظير اتومبيلهاى لوكس كالاهاى ساخت خارج ، اسباب و اثاثهء مجلل ، ضربهاى جدى به تشكيل مازاد اقتصادى بيشتر وارد مىآورد . ب ) وجود كارگران و كارمندان غيرتوليدى : غرض از كار غيرتوليدى ، هر نوع كارى است كه بخاطر محصول ، كالاها و خدماتى انجام مىشود كه توليدشان منحصرا بستگى به شرايط و روابط مستقر موجود در يك اجتماع ناسالم دارد و يك اجتماع بارور و مترقى را نيازى بدان نيست . » براى نمونه ؛ در حالحاضر ، ميليونها كارگر در كشورهاى جهان به كار توليد اسلحه و مهمات نظامى تخريبى مىپردازند يا محصولات تجملى گرانقيمت و يا كالاهايى مىسازند كه صرفا جنبهء تفريحى دارد . علاوه بر اين ، در بسيارى از كشورها ، در اثر غيرمنطقى بودن يا هرجومرج توليد ، مقادير معتنابهى از نيروهاى انسانى و طبيعى كه مىتواند در ايجاد ثروت و نعمت نقش مؤثرى داشته باشد بهدر مىرود . ج ) خسارت ناشى از بيكارى علنى و بيكارى پنهانى : بيكارى و كمكارى ، چه علنى و چه پنهانى ، در شمار موانع جدى است كه در راه استفاده صحيح از امكانات توليدى اجتماعات آسيايى و آفريقايى قرار مىگيرد . تا موقعى كه تشكيلات صحيح و پايدارى براى رفع آن و استفادهء كامل از قواى انسانى موجود ، پيدا نشود ، توسعهء اقتصادى چنان كه بايد عملى نخواهد شد . » « 1 »
--> ( 1 ) . همان . ص 210 - 201 ( به اختصار ) .